خرید بک لینک

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

 

گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست

 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک

 

جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست

 

این قافله از قافله سالار خراب است

 

اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست

 

تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش

 

دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست

 

من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما

 

آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست

 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

 

حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست

 

امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست

 

فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست 

 

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است

 

وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست

 

 

"هوشنگ ابتهاج"

برچسب: نویسنده: ترنم تاريخ: جمعه 23 خرداد 1393 ساعت: 18:25

صفحه بندی